عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
146
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
آن بنى سليم است و بنى سليم به ديدار به تركان مانندهاند . حرص الخنزير . آزمندى خوك و زشتى و آلودگى و يورش ، و دشوارى شكار آن و خطر بزرگ در راندن آن مايهء مثل است . ابن مقفّع مىگفت : من از هر كس و چيزى - حتى از خوك و سگ و يوزپلنگ چيز خوب آن را گرفتم . از خوك آزمندى او را دربارهء خير و صلاح وى ، و سحرخيزى او را در برآوردن نيازهايش ، و از سگ يكرنگى و نيك خواهى او را نسبت به كسان خود و نيك به كار گرفتن امر اربابش را گرفتم ، و از گربه لطف آواى او را و خواستن چيزى را به شيوهء نيكو و فرصت جويى او را در شكار . حرص الكلب . عرب گويد فلان آزمندتر از سگ به لاشه است يا به استخوان . از اخلاق سگ به نگهبانى و پستى و خسيسى ، و به عوعو و محافظت و خوگرى وى مثل زنند . گويند سگ از گربه خوگرتر است ، زيرا سگ به آدمى خو مىگيرد امّا گربه به محّل و خانه خو مىگيرد . شاعرى در نكوهش مردى گفته : هو الكلب الّا أنّ فيه ملالة * و سوء مراعاة و ما ذاك فى الكلب يعنى : او مانند سگ است جز كه در او سير آمدگى و آزردگى و بدى نگاهداشت هست كه در سگ اين خويها نباشد . حرص النبّاش : آزمندى گوركن . كسى مردى را نكوهش مىكرد ، گفت : مكر مخّنثان دارد و بىشرمى زنان مويهگر را ، و آزمندى زن به مزد را ، و نرم زبانى و تملّق دايه را ، و بخل سگ را و ، حرص و آز گوركن را . حرفة الأدب . خليل گفته : پيشه و شغل ادب آفت اديبان است و در كتاب « المبهج » گفتهام : حرفهء ادب بدبختى است و در جاى ديگر آمده : حرفهء ادب حرقه و سوز است . ابن بسّام در مرثيهء ابن معتّز گفته :